صدای سکوت (پاییز 89)

بلندترین شب چشم هات است یلدا

تا صبح هم نگاهشان کنم

وقت کم می آورم.

نه شب چره می خواهم

نه گپ و ناردانه

فقط یلداترین بوسه از لبهات!

۳۰/۰۹/۸۹

همه انگیزه ام رو از دست دادم!

به همین راحتی...

۲۷/۰۹/۸۹

کاش یه دختر احمق بودم!

یا

کاش انقدر سودجو بودم که برای منافع خودم، دوست داشتن رو بازی می کردم.

واقعا کاش!

۲۶/۰۹/۸۹

هرگز نبودن به تلخی فراموش کردن یکی بودن نیست!

۲۴/۰۹/۸۹

دلم می خواد از همه آدم ها دور شم...

۲۰/۰۹/۸۹

 

 

خدا حافظ، خدا حافظ!

۳ ماه است جانمان را به لبمان رساندن

از بس برای این خداحافظ گفتن ها برنامه ریختن.

خدا حافظ و خلاص!

۱۹/۰۹/۸۹

دم می جنباند

دعا می خواند

و صدایی از او شنیده نمی شود.

راضی است ماهی

چه در آب اقیانوس

چه کنار ساطور!

راضی است

در خانه ای شیشه ای

و برای پنهان شدن جایی ندارد.

۱۶/۰۹/۸۹

خیلی دوستت دارم.

بعضی وقتا این "خیلی" است که نگرانم می کنه!

۱۵/۰۹/۸۹

اصلن دلم نمی خواد به این رفتن و رفتن و هی رفتن فکر کنم!

۱۴/۰۹/۸۹

بهتره وصفش نکنم خودت دیدی.

۱۱/۰۹/۸۹

به این نتیجه رسیدم که انسان چند بعدی فکر می کنه! از اونجا که می خواستم افکار یه روزم رو بنویسم و مثل درخت ۱۰۰۰ شاخه شد!

۰۷/۰۹/۸۹

تمام دردهای دنیا را روی دوش او نهادند،

و او قدری از محبت و مهربانی اش کم نشد، قلب پاکش آلوده نشد؛

و گذشت و بخشید 

تا او را ضعیفه بنامند

و بهایش را نصف مردان قرار دهند.

این همان عدالتی است که از آن دم می زنند،

و به آن افتخار می کنند!

۰۲/۰۹/۸۹

حرفهایی را که برای نگفتن دارم,می گذارم لای نان و می خورم!تا مباد که خمی بر ابروی شما بیندازند...و دانه دانه اشک هایم را قورت می دهم, نکند از خیسیِ گونه هایم چندشتان شود...!!!شما... بله شما!...باز هم در این خیالِ بی خیالیت سر کن!...!!!

۲۷/۰۸/۸۹

چرا خودمو گول بزنم؟ این تپش قلب یعنی هنوز یه جایی تو قلبم داری که با دیدنت به هیجان میاد. خوشحالم قلب به این بزرگی دارم که با وجود اون همه بدی باز هم برات جا داره.

۲۵/۰۸/۸۹

احساس می کنم هیچ چیزی نمی تونه خوشحالم کنه.

...

با بعضی آهنگ ها هرچقدر اشک بریزی بازم کمه

 

I know I can't take one more step towards you

cause all that's waiting is regret

and don't you know I'm not your ghost anymore

you lost the love

I loved the most

...

(jar of hearts)

 

۲۴/۰۸/۸۹

دلم می خواد یه روز صبح که از خواب پا میشم ببینم چند سالو خواب دیدم!

۲۳/۰۸/۸۹

با ارزش ترین احساس هایم را خرج کردم، حال افتادم به گدایی افسوس

۲۲/۰۸/۸۹

 

شاید فراموش کردن بهترین و آسانترین راه باشد!

۲۰/۰۸/۸۹

"جوونیت داره هدر میشه"

غمگین تر از امروز وجود نداشت...

۱۹/۰۸/۸۹

چقدر منتظرش بودم،

امروز تنهاترینم.

۱۸/۰۸/۸۹

امروز با دستای خودم بلیط تنهایی خودم رو خریدم، اونم ۲تا ۲تا ! ناراحت

کل دوران تحصیل بخاطر نوشتن بلیت یه نمره حسابی ازم کم می کردن که همیشه دیکته ام ۱۹ بمونه، حالا به این نتیجه برسن که بلیت این شکلی قشنگتره یا چی؟!!!! من می نویسم همون بلیط.

از اون بچگی یهو واسه خودم می رفتم تو فکر و خیال که اگه من یه آدم کوچولو پیدا کنم یا اگه مدادم حرف بزنه یا اگه از کولوچه های آلیس داشتم و ... اون وقت... بعد یه عالمه کلمه جا مینداختم سر دیکته که اون معلم بی شعور نفهم بر گرده بهم بگه زرنگی؟ هرچی بلد نیستی نمی نویسی!

۱۲/۰۸/۸۹

"بیا برگردیم سر سطر اول، از ابتدای تردید < تو را دوستت دارم > گفتن ها... بیا برگردیم سر سطر اول، قبل از آن که جمله نا تمام < دوستت ندا...> را با یک قطره اشک بجای نقطه تمام کنم."

I learned to live, half alive

بعد از دیشب که انگار یه کتک حسابی بهم زدن و له، تخت خوابیدم تا صبح؛ امشب به صبح رسید و من فول انرژی ام! با یه دلشوره عجیب که دیروز برام اهمیتی نداشت.

۱۰/۰۸/۸۹

فقط خواستم ثابت کنم که میشه به کنایه های تو فقط فکر نکرد بلکه عمل کرد.

۰۸/۰۸/۸۹

یه فکر مسخره از یه ذهن مسخره می گذره که من درست جایی بیام که با تو... نه ببخشید تو نه، با یه موجود کاملا نا شناخته مواجه بشم! هر چقد دقت کردم ,شباهت کمتری دیدم. مهم نیست چون من باز هم لبخند می زنم خیلی وقته عادت کردم همین کارو کنم.

...

متاسفانه یکی اومده درست پا کرده تو کفش تو! اندازش هم هست وگرنه ... کاش اینم نمی دونستم!

۰۶/۰۸/۸۹

ترکم نکن؟؟؟!

۰۴/۰۸/۸۹

یه روز شلوغ فکری...

۰۳/۰۸/۸۹

نمی دونم چرا تو این یه مورد انقدر نفهمم که نتونستنی برای تو تعریف نمیشه خنثی

...

آخرین همدم خونگی، بی تو من می سوزم می میرم

می دونم نمی شه که یه روز قلبمو از تو پس بگیرم

۰۲/۰۸/۸۹

این کلاس لعنتی همش منو یاد تو میندازه و بیشتر هم یاد تو!

۰۱/۰۸/۸۹

کاش فقط یکبار، فقط یکبار همه چیز اون طوری که می خوای پیش بره...

۳۰/۰۷/۸۹

 

بدون شرح:

آرزویی که وقتی به حقیقت می پیونده، تلخه!

دلتنگی ای که به هر دلیلی بروز داده نمی شه!

دلم سرگردونه بر عکس پاهام که دقیق درست می رن!

حرف دل تو نبود، ارزش موندن نداشت!

خودم بیشتر می ترسم.

...

یه درخواست:

هیچ وقت...، هیچ وقتِ هیچ وقت برای خوشحالی من حرفی رو نزن که حقیقت نداره.

...

یه فکر:

ما! (بدون هیچ قید و شرط)

۲۸/۰۷/۸۹

"هیچ وقت بخاطر کسی که دوسش داری، اعتقاداتتو زیر پا نزار"

۲۷/۰۷/۸۹

یه مسکن دیگه واسه دل تنگم پیدا کن که لااقل دودش زود محو نشه بره دیگه جمع نشه.

۲۶/۰۷/۸۹

فقط کاش می دونستم چقدر طول می کشه به جواب سوالم برسم، شاید کمتر دیوونه می شدم!

۲۴/۰۷/۸۹

احساس می کنم بخشی از خودمو گم کردم...

من گمش کردم، منو ببخش... می دونم دیگه پیدا نمی شه، منو فقط ببخش

۲۳/۰۷/۸۹

گرد مثل گردو!

۲۲/۰۷/۸۹

یه کپه ذوق و شوقه که می ترسم مثه آوار رو سرم خراب شن... من یه دعایی کردم، خدایا تو چرا گوش کردی؟!

۱۸/۰۷/۸۹

کی بود بهم گفت سخت نگیر؟؟؟ هان؟ کیییییییییی؟!!! یادم نمیاد انقد حرف گوش کن بوده باشم!

مکان... جدا چرا؟؟؟ حساب آدما خیلی فرق می کنه... هه! من به خودم سخت می گیرم. خدایا من خیلی خوش شانس بودم خبر نداشتما. یه روزی اینو می کوبم تو سرت ... به بدترین شکلی که فکر کنی و خیلی راحت از کنارش رد میشم. می دونی چرا؟ چون دیگه سخت نمی گیرم

...

روزمون هم مبارک شد با چندتا تبریک

...

کسی چه می دونه شاید فردایی نباشه... 

۱۷/۰۷/۸۹

حتی از روی هر دم یا بازدم هم میشه تصمیمات بزرگی گرفت.

پشیمون نیستم، فقط مطمئن شدم.

...

جنگ بزرگیه! امیدوارم آخرش باهم صلح نکنن!!! عقلم و دلم! در نهایت به یکیشون نیاز دارم.

...

خستگی ناپذیر بودن! صفت مطلقیه برای من... گفته بودم می ترسم، هنوزم می ترسم ولی این بار از خودم.

...

وقتی در مورد چیزی احساسی نداری یعنی اون چیز برات مهم نیست و قاعدتا فکرتو مشغول نمی کنه حالا اگر مشغول کنه باید بهش شک کنی... شایدم بعضی وقتا اونقدر درد می کشی که احساس خیلی چیزا یادت می ره... شایدم احساس کردن یادت رفته.

یادمه سرش یه بحث جدی راه انداختم، ولی امروز یه لحظه به این فکر کردم که باید ناراحت شم؟ این سؤال انقدر بی ارزش بود که حتی به جواب دادن بهش فکر نکردم!

...

خدایا انگار از همه چی گفتم آخر سر یاد تو افتادم! شکرت

نامه امو خیلی وقته پست کردم...

۱۶/۰۷/۸۹

از آدما دو نوع انتظار میشه داشت:

ازشون هر انتظاری باید داشت!

و

ازشون هیچ انتظاری نباید داشت!

...

بعد این همه مدت نشناسمت که بدرد لای جرز می خورم!

...

دلگرمی یعنی همین که n نفر وجود داشته باشن باهات حرف بزنن و حالا ۵ تاشونم یه چیز بگن...

۱۵/۰۷/۸۹

وقتی افکار دیوونه ات می کنن... به همه عالم هم که بگی باز آروم نمی شی.

۱۳/۰۷/۸۹

خوشحالم.... از اینکه دانشگاه میرم ولی کلی نگران از همه ابعاد!

...

باز هم روزها گذشتند... استرس دقیقه ۹۰ فقط تو فوتبال لذت بخشه.

۱۱/۰۷/۸۹

دلم از وقتی تو رو دوباره دیده همه چیو پس می زنه! به ضرب زور سرم و آمپول هم درست نمیشه انگار!

...

هر روزی که میگذره به فکرشم ولی اقدامی براش نمی کنم، اینم از اوناست که فکرش بیشتر از اجراش وقت می گیره...

...

دو روز! خیلی زیاده واسش!

۰۹/۰۷/۸۹

دنیامی میدونی ، تو قلبم میمونی

دریای آتیشی ، رویای بارونی

دستامو میگیری ، دنیامو میبازم

دستاتو میگیرم ، رویامو میسازم

 

مرسی عزیزم لبخند

۰۷/۰۷/۸۹

من که هی گفتم به من گیر ندین مریضم!

...

امشب اولین بارون پاییزی بارید...

بارون بارید، تو بارون اشکای چشمامو ندید

گرمای شونه هاشو ازم گرفت، من موندم و یه تب شدید

۰۵/۰۷/۸۹

سرماخوردگی کوفتی...!

۰۳/۰۷/۸۹

خیلی وقته موقعش شده به فیتیله انتظارات کبریت بزنم ... گم شدم در غربت تنهایی تو! 

...

بابام میگه معلومه این دو تارو پیش هم نباید بفرستیم! اشاره می کنه به من و داداشم! بعد هم ادامه می ده از کار و زندگیشون که می افتن هیچ، خل کاری می کنن!!!

...

این هفته رو می تونم هفته جر و بحث نام گذاری کنم! اووووف، سرم داره گیج میره...

۰۲/۰۷/۸۹

تو ریاضیات یه قضیه داشتیم می گفت اگر x>y و y>z , آنگاه x>z .

هنوز معتقدم زندگی ریاضیات محضه، گاه با محاسبات پیچیده گاه ساده! ۲۰ نمی گرفتم ولی ۱۹ که می گرفتم!

انقدر درگیر محاسبات شدم که یادم رفت آخره پاییزه که جوجه هارو می شمارن!

پاییزتون مبارک لبخند

 

/ 0 نظر / 21 بازدید